فائزه اثنیعشری در این مقاله به تأمل دربارهی زندگی افراد مشهور و مواجههی آنها با سرطان میپردازد. آیا شهرت میتواند سپری در برابر بیماری باشد، یا این فقط توهمی است که رسانهها و ما برای خود ساختهایم؟
آیا شهرت، داستان بیماری را جذاب میکند؟
در ابتدا قرار بود این یادداشت دربارهی زندگی ستارگانی مانند مرلین مونرو، ادری هپبورن یا آنجلینا جولی باشد که با سرطان مبارزه کردهاند. اما سؤالم این است:
- چه چیزی در زندگی افراد مشهور وجود دارد که داستان بیماریشان را خواندنی میکند؟
- آیا سرطان بهصورت تصادفی قربانیانش را انتخاب میکند، یا سبک زندگی افراد در ابتلا به بیماری نقش دارد؟
- اگر سبک زندگی عامل بیماری باشد، آیا شهرت، داستان مبارزه با بیماری را جذابتر میکند؟
توهم شهرت در برابر واقعیت بیماری
ما عادت کردهایم که رسانهها جزئیات زندگی سلبریتیها را به ماجراهایی هیجانانگیز تبدیل کنند. این جذابیت گاهی ما را وادار میکند حتی به جنبههای تاریک زندگی آنها نیز نور بتابانیم. اما:
- آیا افراد مشهور سلاح ویژهای برای مبارزه با بیماری دارند؟
- آیا پوستشان پس از شیمیدرمانی همچنان میدرخشد؟
- آیا میتوانند مثل قبل لبخند بزنند و فعالیت کنند؟
واقعیت این است که بیماری، همهی ما را به یک سطح زمینی و معمولی میکشاند. زندگی با تمام توان به ما نشان میدهد که هیچکس حاشیهی امن ندارد. ما ممکن است خود را با ویژگیهای خاص متمایز بدانیم و تصور کنیم در هالهای آسمانی قرار داریم، اما بیماری این توهم را در هم میشکند. بدن طغیان میکند و به ما یادآوری میکند که چقدر آسیبپذیریم.
بیماری: نبردی خصوصی و نامرئی
مبارزه با بیماری، جنگی خصوصی در درون بدن است:
- دردی واقعی و بیدارکننده که فقط خود فرد آن را حس میکند.
- دیگران میتوانند دست بیمار را بگیرند، در راهروهای بیمارستان نگران باشند یا او را دوست داشته باشند، اما بیش از این کاری از کسی برنمیآید.
- این نبرد به ساحت سایهوار درون فرد وابسته است؛ جایی که فقط خود او شاهد کشمکش است.
بیمار ممکن است بخواهد سلولهای شرورش را به دیگران نشان دهد، اما این صحنه برای دیگران نامرئی است. این نمایش فقط یک تماشاگر دارد: خود بیمار.
شهرت در برابر سرطان: یک شوخی تلخ
شهرت در برابر بیماری مفهومی کجومعوج میشود:
- کسی نمیخواهد از بیماری بازیگران مشهور یا سیاستمداران بشنود، چون تحلیل رفتن با تصویر درخشان آنها سازگار نیست.
- شهرت تاب معمولی بودن، زمینی بودن، یا در تاریکی دراز کشیدن و به سکوت گوش دادن را ندارد.
- افراد مشهور، مثل همهی انسانها، محکوماند که بهتنهایی با سایهی بیماری روبهرو شوند.
نوشتن دربارهی بیماری سلبریتیها، مثل نوشتن از ازدواج یا طلاقشان است؛ انگار ستاره بودن و سرطان کنار هم یک شوخی تلخ است که عرق سرد بر تن مینشاند.
افسانهی نفسها و واقعیت سلولها
میگویند در کوههای تبت، افرادی با حبس نفسهایشان صدها سال زندگی کردهاند، گویی نفسهایشان را مصرف نکردهاند. اما بیمار مبتلا به سرطان، سلولهای حریصش را حس میکند که هوا را میبلعند و باز هم سیر نمیشوند.
- این نبرد، همه را برابر میکند: چه مشهور باشی، چه گمنام.
- نجات نه در شهرت است و نه در گمنامی؛ نجات در جسم اتفاق میافتد، در شمارهی نفسها.
نتیجهگیری: زمینی بودن انسان
بیماری به ما نشان میدهد که همهی ما زمینی هستیم. زمینیان درد میکشند، زار میزنند و به همهچیز چنگ میزنند، اما بعد از آن نمیدانند چه کنند. افسانهها شیریناند و پناهگاهی برای فرار از واقعیت، اما صدای سلولهای بیمار زیر گوشمان وزوز میکند. این سلولها از ما هستند، اما دشمناند. و این جنگ، همهی ما را برابر میکند.
منبع و نویسنده
نویسنده: فائزه اثنیعشری
این مقاله در مجله دانستنیهای سرطان، سال بیستم، شماره ۳۶ و ۳۷ (بهار و تابستان ۱۳۹۸ / ۲۰۱۹) منتشر شده است.
